شما هم داشتین از اینا؟؟؟

-اینم مناظره ی استاد و من بعد از دیدن نمره ی پایان ترم :
گفتم غمم فزون است / گفتا زمن چه آید ؟
گفتم که نمره ام ده / گفتا زمن نیاید
گفتم که نمره دادن بسیار سهل آید / گفتا ز ما اساتید این کار کمتر آید
گفتم کرم نمایید من را کنید شما شاد / گفتا که خوش خیالی کی وقت آن بیاید
گفتم که نمره ی هفت بدبخت عالمم کرد / گفتا که گر برای آن هم زیادت آید
گفتم خوشا دهی که دست شما دهد آن / گفتا تو کوشش کن کو وقت آن برآید
گفتم دل رحیمت کی قصد رحم دارد ؟/ گفتا نگوی با کس تا وقت آن برآید ...
- و دعای پایان ترم : الهی ادرکنی پاسنا امتحانی به نمراتن دهی و گاهی دوازدهی . حفظان من مشروطی و فلجنا استادی و لغوا امتحاننا.

اهل دانشگاهم
رشته ام علافیست
جیبهایم خالی ست
پدری دارم
حسرتش یک شب خواب!
دوستانی همه از دم ناباب
و خدایی که مرا کرده جواب.
اهل دانشگاهم
قبلهام استاد است
جانمازم نمره!
خوب میفهمم سهم آینده من بیکاریست
من نمیدانم که چرا میگویند
مرد تاجر خوب است و مهندس بیکار
وچرا در وسط سفره ما مدرک نیست!
((چشم ها را باید شست
جور دیگر باید دید))
باید از آدم دانا ترسید!
باید از قیمت دانش نالید!
وبه آنها فهماند که من اینجا فهم را فهمیدم
من به گور پدر علم و هنر خندیدم!
کار ما نیست شناسایی هردمبیلی!
کار ما نیست جواب غلطی تحمیلی!
کار ما شاید این است
که مدرک در دست
فرم بیگاری هر شرکت بیپیکر را
پر بکنیم

خسته ام...
حال این روزهای من ،
خلاصه میشود در یک کلمه...
"خسته"
خسته از دنیایی که آدماش ماسک عاشقی به صورت دارن..
خسته ام از جایی که برای دیگران نفس می کشم...
دلم ی عالمه آرامش میخواهد...

بکوب لایکو...
